السيد حامد النقوي (مترجم: افتخارزاده)

346

خلاصهء عبقات الانوار (حديث نور) (فارسى)

2 - نور پيامبر به حسنين منتقل نشده است از آن‌جا كه نور حسنين عليهما السلام از نور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است ، بديهى است كه تمام نور به آنان منتقل نشده ، و گرنه لازم مىآيد با انتقال تمام نور به آن دو ، خود رسول خدا بىنور بماند كه بطلان اين مطلب واضح و روشن است . در اين صورت ، نور آن دو ، از نور على عليه السلام قوىتر نيست . 3 - در هر يك از آن دو بزرگوار ، يك چهارم اصل نور است اگر بپذيريم كه تمام نور از پيامبر به آن دو منتقل شده است ، بدان معنى است كه آن نور بين آن دو بزرگوار تقسيم شده است . بنابراين در هر يك از آن دو ، نور پيامبر است همراه با يك چهارم اصل نور ، يا اين‌كه حسن كمى بيشتر از نور برادرش حسين است . لكن نورى كه به اميرالمومنين منتقل شده ، با نور پيامبر مساوى است . پس نور او نصف اصل نور است . وقتى هيچ يك از آن دو با نور على مساوى نيست ، چگونه مىتوان گفت : قوىتر از آن است ؟ 4 - هر كس كه نورش قوىتر است ، برتر است ظاهر عبارت دهلوى آن است كه هر كس كه افضل است ، نورش قوىتر است و قوّت نور ، مستلزم افضليّت است . نتيجه آن كه وقتى نور حسنين قوىتر از نور پدرشان بود ، مىبايست كه از پدر برتر باشند . حال كه لازم به اجماع و اخبار باطل است ، پس ملزوم نيز باطل است . 5 - اين سخن مستلزم آن است كه نور فاطمه عليها السلام از نور على عليه السلام قوىتر باشد اگر نور حسنين از نور اميرالمؤمنين قوىتر باشد ، خواه ناخواه نور بر فاطمه نيز از نور على قوىتر خواهد بود . زيرا نور پيامبر به توسّط نور فاطمه به حسنين منتقل شده است و سزاوار و شايسته چنان بوده كه امامت ، اوّل از آنِ فاطمه باشد ، پيش از آن‌كه به اولويّت آن دو ملزم شويم . اگر بگويد : جنسيّت مؤنّث مانع ازامامت حضرت فاطمه‌است‌ولذا آن را ذكر نكردم .